مثل اینکه یک چیزی توی گوشت پات فرو رفته باشه و نتونسته باشی درش بیاری،
بعد پوستت اومده روشو گرفته و الان به تیکه ی متورم و پر از چرک روی پاته،
که نمیگذاره راه هم بری،
من همونطوریم الان.
نمیتونم راه برم.
اگه اینجا میدون جنگ هم باشه،
من پا نمیشم بجنگم.
من دراز به دراز همینجا میخوابم.
بالاخره آهن توی گوشت آدم آب میشه.
ما را در سایت نفهم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85