من،تک و تنها ایستادم که پاییز در میان بهار نیاید و شادی ام را به سخره نگیرد...
اما ای دل غافل...که پاییز با همه دست به یکی کرد.با همه.
و بهار را آتش زد...
و اکنون جز خاکستر, بر سر ریختن کاری از من بر نمیاید...
پ.ن:نویسنده ای که انگشت سبابه نداشته باشد دیگر نمیشود نویسنده خواندش؟
نفهم!...
ما را در سایت نفهم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 12:04